: منوي اصلي :
صفحه اصلي وضعيت من در ياهو پست الكترونيك پارسي بلاگ
ورود به مدیریت درباره من
: درباره خودم :
: پيوندهاي روزانه :
خبرگزاري ايرنا [70]خبر گزاري ايسنا [47]خبر گزاري فارس [32]خبرگزاري مهر [96]پايگاه اطلاع رساني مقام معظم رهبري [40][آرشيو(5)] : لوگوي وبلاگ : : لينك دوستان من : آسمان سرخياران نابجهاد مجازيجهاد مجازیتمهيدات براي حضور و ظهورانا قادممجنون صفتاميدزهراماه و مهرحريم ياسحريم ياسشلمچهيعسوبنشانه هاکجايند مردان بي ادعا؟معبرانتظار سبزپوتين خاکيلــعل سـلـسـبيــل ( دل نوشته هاي يک هاجر )شهداي استان خراسانعلمدار دينگام آخر...کهف الشهداکوثرپاسبان*حرم دل *شده ام شب همه شبوبلاگ قالببي قرارمسير انتظارپله پله تا خداشهيد احمدياننافذقافله شهدانسيم جبههآيههاي عشق...هر کجا باشم آسمون مال منهعشققاسم کرميانصار المهديگل نرگسخبر هفتهراز گل سرخکوچه ام مهتابي است : لوگوي دوستان من : : فهرست موضوعي يادداشت ها : گزارش تصويري[7] : آرشيو يادداشت ها : سلام بر عشقخاطره یک اسیرسخنرانی شهید باکری [2]شهید برونسی [2]شهید جواد فکوریاخراجی هاماه رمضانشهید محمد تقی خوش خواهشگزارش تصویری از بهشت رضا مشهد مقدسحرف های ماندگارشهید چمرانشهید همتشهیدمحمود کاوه [2]گزارش تصويري از راهپيمايي روز قدسشهيد يوسف کلاهدوزشهيد آقاسي زادهشهيد ميرزاييشهيد حسين فهميدهديدار رهبر با خانواده ي شهيد آوينيشهيد علم الهديشهيد آويني ( از زبان خودش )بخشي از وصيت نامه شهيد مهدي باکريدر خاطر کوه ها (شهيد کاوه)گزارش تصويري از يادگاران جنگاز آقا مرتضي بگوييمشهيد رفيعيشهيد پازوکيشهيد آويني (از زبان همسرش)دست نوشته شهيدمين و پاي مرتضيگزارش تصويري روز 22 بهمننمي دانم چرا بايد اينجارا کندشعر معروف نظار قطريروضه صحراي کربلاخاطره [9]عبارت آشناگزارش تصويري از راهيان نوراستقبال شهادتدعواي جنگياگر عيرت داشتياينجا شهيدي خفته استخوابي که زياد بستري مي ديدسيروس صادقي رفت روي مين : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه ما صاحبی داریم برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید 1 2 > + نويسنده جديد چهارشنبه 5 تير 1387 ساعت 2:39 عصر اين وبلاگ براي به روز شدن به نويسنده جديد نياز دارد داوطلبان ميتوانند در نظرات وبلاگ شهداي استان خراسان به آدرس www.shohada23.parsiblog.com ثبت نام کنند نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + حذف دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 10:31 عصر اين وبلاگ ديگر به روز نمي شود و مطالب آن به وبلاگ ديگري با نام شهداي استان خراسان به آدرس www.shohada23.parsiblog.com به روز مي شود . نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + آموزش بزرگترين اسلحه در جهان پنجشنبه 16 خرداد 1387 ساعت 4:7 عصر 1. نام اسلحه جمهوري اسلامي 2.محل ساخت سنگرهاي نماز جمعه و جماعت ، بسيج و پايگاه هاي حزب الله 3.نوع خشاب راهپيمايي 4.نوع فشنگ مشت هاي گره کرده ، دعاي وحدت و کميل 5.برد گلوله بدون دوربين از ايران تا قلب اسرائيا 6.طول لوله کل ارض 7.تعداد خان متعدد به نام ارتش بسيت ميليوني 8.ضامن اسلحه قرآن مجيد و اسلام عزيز 9.قدرت اسلحه بي نهايت 10.نوع انفجار مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسرائيل 11.چاشني و باروت گفتار و کلام امام (ره) و مقام معظم رهبري 12.سيبل تمرين اسرائيل غاصب و آمريکاي جنايتکار 13.فرمانده رهبر معظم انقلاب حضرت آيت العظمي خامنه اي 14. تيرانداز حزب الله 15.کمک تيرانداز هفتاد ميليون ايراني آزاده 16.خزائين اسلحه حوزه هاي علميه ، دانشگاه ها ، مساجد و راهپيمايي 17. مسلح کردن سلاح اين اسلحه با نداي الله اکبر مسلح و با خون شهيدان خنک شده و به مقاومت و آتشبارايش افزوده مي شود. اقدامات حفاظتي : از خواهران و برادران حزب اللهي تقاضا مي شود در حفظ اينم اسلحه تا زمان بازديد فرماندهي کل و عدالت گستر جهان امام زمان(عج) کوشا باشيد . نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + کرامات شهداء بعداز شهادت پنجشنبه 16 خرداد 1387 ساعت 4:1 عصر شهيد سيدهاشم حسيني شب جمعه بود که مراسم چهلم شهيد در روستا برگزار مي شد و ما داخل مسجد نشسته بوديم و دعاي کميل مي خوانديم فردي خبر آورد که در مزار شهدا نوري ديده مي شود. به خانة خالة شهيد که مشرف به مزار شهدا است رفتيم. ديديم سه تا نور از سمت، مزار شهدا بلند شده است که يک نور به اول قبرستان و يک نور به آخر قبرستان و يک نور در جاي خودش ثابت مانده است. کم کم آن سه نور به نزديک هم آمدند و در کنار قبرستان به هم پيوستند درست همانند نور چراغ گنبد حضرت رضا (ع) روستا را بقدري روشن کرده بود که يک نفر اگر سوزني را گم مي کرد مي توانست پيدا کند. اينها به هوا پرتاب مي شد. سه تا، شش تا مي شد و زمانيکه به زمين مي آمد باز سه نور مي شد، عدهاي تعجب کرده بودند و تا فاصله چند متري نور رفته بودند و جرأت نکردند به آن نزديک شوند و زنها هم گريه مي کردند و گريه زنها باعث شده که نور کم نور شده و به قبور شهدا برگشت و اينجا فهميديم که راه شهدا، راه انبياء بوده است انقلاب ما يک انقلاب واقعي و انقلابي است که انشاءالله بدست آقا امام زمان سپرده خواهد شد. گوينده :علي حسيني نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + توجه در نماز چهارشنبه 1 خرداد 1387 ساعت 7:0 صبح شهيد مجيد مقدادي مادر پس از خبر دار شدن از مجروحيت شديد مجيد، سراسيمه عازم تهران مي شود تا در محل بيمارستان امام حسين (ع) بر سر بالين فرزند شوريده حالش حاضر شود و براي آخرين بار نو گل پرپرش را زيارت نموده و با او از درد دلهاي ناگفته و ناشنيده سخن گويد اما وقتي بر سر بالين مجيد مي رسد با کمال تأسف پيکري را مي بيند که در زير آوار زخم و ترکش و گلوله همچون غنچه اي خاموش بي حرکت، انتظار وصل جانان را مي کشد. آري مجيد فلج شده بود و خود نمي دانست و اگر از او درباره جراحتهاي عميقش مي پرسيدند اظهار بي اطلاعي مي کرد. او فقط احساس مي نمود که از ناحيه پا زخمي شده است و شلمچه تکه کلومش بود. ادامه مطلب... نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + کرامات شهداء بعداز شهادت پنجشنبه 5 ارديبهشت 1387 ساعت 7:35 عصر شهيد حسين ثابتخواه يک شب خواب ديدم حسين بي خبر آمد و گفت : مادر بلند شويد ، بلند شويد که برويم . گفتم : کجا؟ گفت: مي خواهيم به مسافرت برويم . گفتم : کجا ؟ گفت مکه. گفتم : مادر همينطوري که نميشه به مکه برويم . گفت: چرا؟ گفتم: هم گذرنامه مي خواهد و هم اينکه بايد قبلا ثبت نام کني . گفت: ثبت نام کردم و گذرنامه هم گرفتم. ماشين سپاه جلوي درب حياط بود و من را سوار ماشين کرد و به فرودگاه برد . از آنجا سوار هواپيما شدم و به مدينه رفتم . قبرستان بقيع را زيارت کردم و بعد به حرم حضرت پيغمبر رفتم و دعا و راز و نياز کردم همينکه وارد حرم مطهر شدم نوه ام مرا از خواب بيدار کرد . خيلي ناراحت شدم و گفتم: خدايا چه جايي من بيدار شدم . ساعت 5 صبح به حرم مطهر حضرت رضا (ع) رفتم و نماز صبح را خواندم و با امام رضا (ع) در ميان گذاشتم و گفتم يا امام رضا (ع) ديشب خداوند مرا دعوت کرده است مرا نااميد نکن. پيش امام رضا (ع) خيلي راز و نياز کردم . ادامه مطلب... نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + نيّت ها بايد پاک باشد جمعه 16 فروردين 1387 ساعت 7:0 صبح يکى از روزهاى تابستان سال 73 بود. آفتاب داغ و سوزان مى رفت تا پشت ارتفاع 143 فکه غروب کند. يک هفته اى مى شد که هرچه مى گشتيم، هيچ شهيدى پيدا نمى کرديم. خيلى کلافه بوديم. سيد ميرطاهرى که ديگر خيلى شاکى بود، فرياد زد: «خدايا ديگر به گلويمان رسيده اين چه وضعش است؟ ديگر به خرخره مان رسيده... دست از سرمان بردار غلط کرديم». اينجا بود که سيد متوجه شد بايد عيبى در خودمان باشد. روکرد به نيروها و فرياد زد: «آقايون... کى حمام واجب بوده و نرفته؟» يک استعارت اين جورى بکار مى برد. خب ما هفته اى يک بار مى رفتيم دو کوهه براى حمام. سيد ادامه داد: «هرکس که نرفته حمام، حجب و حيا نداشته باشد. اين مسئله داره به کار ضربه مى زند...». ادامه مطلب... نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] 1 2 > :لیست کامل یاداشت ها : [5/4/1387- 2:39 ع] نويسنده جديد[20/3/1387- 10:31 ع] حذف[16/3/1387- 4:7 ع] آموزش بزرگترين اسلحه در جهان[16/3/1387- 4:1 ع] کرامات شهداء بعداز شهادت[1/3/1387- 7:0 ص] توجه در نماز[5/2/1387- 7:35 ع] کرامات شهداء بعداز شهادت[16/1/1387- 7:0 ص] نيّت ها بايد پاک باشد[15/1/1387- 7:0 ص] نشانى براى هشت سال بعد[14/1/1387- 7:0 ص] مين مسخره[آرشيو شده ها]
: لوگوي وبلاگ :
: لينك دوستان من :
آسمان سرخياران نابجهاد مجازيجهاد مجازیتمهيدات براي حضور و ظهورانا قادممجنون صفتاميدزهراماه و مهرحريم ياسحريم ياسشلمچهيعسوبنشانه هاکجايند مردان بي ادعا؟معبرانتظار سبزپوتين خاکيلــعل سـلـسـبيــل ( دل نوشته هاي يک هاجر )شهداي استان خراسانعلمدار دينگام آخر...کهف الشهداکوثرپاسبان*حرم دل *شده ام شب همه شبوبلاگ قالببي قرارمسير انتظارپله پله تا خداشهيد احمدياننافذقافله شهدانسيم جبههآيههاي عشق...هر کجا باشم آسمون مال منهعشققاسم کرميانصار المهديگل نرگسخبر هفتهراز گل سرخکوچه ام مهتابي است : لوگوي دوستان من : : فهرست موضوعي يادداشت ها : گزارش تصويري[7] : آرشيو يادداشت ها : سلام بر عشقخاطره یک اسیرسخنرانی شهید باکری [2]شهید برونسی [2]شهید جواد فکوریاخراجی هاماه رمضانشهید محمد تقی خوش خواهشگزارش تصویری از بهشت رضا مشهد مقدسحرف های ماندگارشهید چمرانشهید همتشهیدمحمود کاوه [2]گزارش تصويري از راهپيمايي روز قدسشهيد يوسف کلاهدوزشهيد آقاسي زادهشهيد ميرزاييشهيد حسين فهميدهديدار رهبر با خانواده ي شهيد آوينيشهيد علم الهديشهيد آويني ( از زبان خودش )بخشي از وصيت نامه شهيد مهدي باکريدر خاطر کوه ها (شهيد کاوه)گزارش تصويري از يادگاران جنگاز آقا مرتضي بگوييمشهيد رفيعيشهيد پازوکيشهيد آويني (از زبان همسرش)دست نوشته شهيدمين و پاي مرتضيگزارش تصويري روز 22 بهمننمي دانم چرا بايد اينجارا کندشعر معروف نظار قطريروضه صحراي کربلاخاطره [9]عبارت آشناگزارش تصويري از راهيان نوراستقبال شهادتدعواي جنگياگر عيرت داشتياينجا شهيدي خفته استخوابي که زياد بستري مي ديدسيروس صادقي رفت روي مين : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه ما صاحبی داریم برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید 1 2 > + نويسنده جديد چهارشنبه 5 تير 1387 ساعت 2:39 عصر اين وبلاگ براي به روز شدن به نويسنده جديد نياز دارد داوطلبان ميتوانند در نظرات وبلاگ شهداي استان خراسان به آدرس www.shohada23.parsiblog.com ثبت نام کنند نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + حذف دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 10:31 عصر اين وبلاگ ديگر به روز نمي شود و مطالب آن به وبلاگ ديگري با نام شهداي استان خراسان به آدرس www.shohada23.parsiblog.com به روز مي شود . نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + آموزش بزرگترين اسلحه در جهان پنجشنبه 16 خرداد 1387 ساعت 4:7 عصر 1. نام اسلحه جمهوري اسلامي 2.محل ساخت سنگرهاي نماز جمعه و جماعت ، بسيج و پايگاه هاي حزب الله 3.نوع خشاب راهپيمايي 4.نوع فشنگ مشت هاي گره کرده ، دعاي وحدت و کميل 5.برد گلوله بدون دوربين از ايران تا قلب اسرائيا 6.طول لوله کل ارض 7.تعداد خان متعدد به نام ارتش بسيت ميليوني 8.ضامن اسلحه قرآن مجيد و اسلام عزيز 9.قدرت اسلحه بي نهايت 10.نوع انفجار مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسرائيل 11.چاشني و باروت گفتار و کلام امام (ره) و مقام معظم رهبري 12.سيبل تمرين اسرائيل غاصب و آمريکاي جنايتکار 13.فرمانده رهبر معظم انقلاب حضرت آيت العظمي خامنه اي 14. تيرانداز حزب الله 15.کمک تيرانداز هفتاد ميليون ايراني آزاده 16.خزائين اسلحه حوزه هاي علميه ، دانشگاه ها ، مساجد و راهپيمايي 17. مسلح کردن سلاح اين اسلحه با نداي الله اکبر مسلح و با خون شهيدان خنک شده و به مقاومت و آتشبارايش افزوده مي شود. اقدامات حفاظتي : از خواهران و برادران حزب اللهي تقاضا مي شود در حفظ اينم اسلحه تا زمان بازديد فرماندهي کل و عدالت گستر جهان امام زمان(عج) کوشا باشيد . نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + کرامات شهداء بعداز شهادت پنجشنبه 16 خرداد 1387 ساعت 4:1 عصر شهيد سيدهاشم حسيني شب جمعه بود که مراسم چهلم شهيد در روستا برگزار مي شد و ما داخل مسجد نشسته بوديم و دعاي کميل مي خوانديم فردي خبر آورد که در مزار شهدا نوري ديده مي شود. به خانة خالة شهيد که مشرف به مزار شهدا است رفتيم. ديديم سه تا نور از سمت، مزار شهدا بلند شده است که يک نور به اول قبرستان و يک نور به آخر قبرستان و يک نور در جاي خودش ثابت مانده است. کم کم آن سه نور به نزديک هم آمدند و در کنار قبرستان به هم پيوستند درست همانند نور چراغ گنبد حضرت رضا (ع) روستا را بقدري روشن کرده بود که يک نفر اگر سوزني را گم مي کرد مي توانست پيدا کند. اينها به هوا پرتاب مي شد. سه تا، شش تا مي شد و زمانيکه به زمين مي آمد باز سه نور مي شد، عدهاي تعجب کرده بودند و تا فاصله چند متري نور رفته بودند و جرأت نکردند به آن نزديک شوند و زنها هم گريه مي کردند و گريه زنها باعث شده که نور کم نور شده و به قبور شهدا برگشت و اينجا فهميديم که راه شهدا، راه انبياء بوده است انقلاب ما يک انقلاب واقعي و انقلابي است که انشاءالله بدست آقا امام زمان سپرده خواهد شد. گوينده :علي حسيني نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + توجه در نماز چهارشنبه 1 خرداد 1387 ساعت 7:0 صبح شهيد مجيد مقدادي مادر پس از خبر دار شدن از مجروحيت شديد مجيد، سراسيمه عازم تهران مي شود تا در محل بيمارستان امام حسين (ع) بر سر بالين فرزند شوريده حالش حاضر شود و براي آخرين بار نو گل پرپرش را زيارت نموده و با او از درد دلهاي ناگفته و ناشنيده سخن گويد اما وقتي بر سر بالين مجيد مي رسد با کمال تأسف پيکري را مي بيند که در زير آوار زخم و ترکش و گلوله همچون غنچه اي خاموش بي حرکت، انتظار وصل جانان را مي کشد. آري مجيد فلج شده بود و خود نمي دانست و اگر از او درباره جراحتهاي عميقش مي پرسيدند اظهار بي اطلاعي مي کرد. او فقط احساس مي نمود که از ناحيه پا زخمي شده است و شلمچه تکه کلومش بود. ادامه مطلب... نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + کرامات شهداء بعداز شهادت پنجشنبه 5 ارديبهشت 1387 ساعت 7:35 عصر شهيد حسين ثابتخواه يک شب خواب ديدم حسين بي خبر آمد و گفت : مادر بلند شويد ، بلند شويد که برويم . گفتم : کجا؟ گفت: مي خواهيم به مسافرت برويم . گفتم : کجا ؟ گفت مکه. گفتم : مادر همينطوري که نميشه به مکه برويم . گفت: چرا؟ گفتم: هم گذرنامه مي خواهد و هم اينکه بايد قبلا ثبت نام کني . گفت: ثبت نام کردم و گذرنامه هم گرفتم. ماشين سپاه جلوي درب حياط بود و من را سوار ماشين کرد و به فرودگاه برد . از آنجا سوار هواپيما شدم و به مدينه رفتم . قبرستان بقيع را زيارت کردم و بعد به حرم حضرت پيغمبر رفتم و دعا و راز و نياز کردم همينکه وارد حرم مطهر شدم نوه ام مرا از خواب بيدار کرد . خيلي ناراحت شدم و گفتم: خدايا چه جايي من بيدار شدم . ساعت 5 صبح به حرم مطهر حضرت رضا (ع) رفتم و نماز صبح را خواندم و با امام رضا (ع) در ميان گذاشتم و گفتم يا امام رضا (ع) ديشب خداوند مرا دعوت کرده است مرا نااميد نکن. پيش امام رضا (ع) خيلي راز و نياز کردم . ادامه مطلب... نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] + نيّت ها بايد پاک باشد جمعه 16 فروردين 1387 ساعت 7:0 صبح يکى از روزهاى تابستان سال 73 بود. آفتاب داغ و سوزان مى رفت تا پشت ارتفاع 143 فکه غروب کند. يک هفته اى مى شد که هرچه مى گشتيم، هيچ شهيدى پيدا نمى کرديم. خيلى کلافه بوديم. سيد ميرطاهرى که ديگر خيلى شاکى بود، فرياد زد: «خدايا ديگر به گلويمان رسيده اين چه وضعش است؟ ديگر به خرخره مان رسيده... دست از سرمان بردار غلط کرديم». اينجا بود که سيد متوجه شد بايد عيبى در خودمان باشد. روکرد به نيروها و فرياد زد: «آقايون... کى حمام واجب بوده و نرفته؟» يک استعارت اين جورى بکار مى برد. خب ما هفته اى يک بار مى رفتيم دو کوهه براى حمام. سيد ادامه داد: «هرکس که نرفته حمام، حجب و حيا نداشته باشد. اين مسئله داره به کار ضربه مى زند...». ادامه مطلب... نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر] 1 2 > :لیست کامل یاداشت ها : [5/4/1387- 2:39 ع] نويسنده جديد[20/3/1387- 10:31 ع] حذف[16/3/1387- 4:7 ع] آموزش بزرگترين اسلحه در جهان[16/3/1387- 4:1 ع] کرامات شهداء بعداز شهادت[1/3/1387- 7:0 ص] توجه در نماز[5/2/1387- 7:35 ع] کرامات شهداء بعداز شهادت[16/1/1387- 7:0 ص] نيّت ها بايد پاک باشد[15/1/1387- 7:0 ص] نشانى براى هشت سال بعد[14/1/1387- 7:0 ص] مين مسخره[آرشيو شده ها]
: لوگوي دوستان من :
: فهرست موضوعي يادداشت ها : گزارش تصويري[7] : آرشيو يادداشت ها : سلام بر عشقخاطره یک اسیرسخنرانی شهید باکری [2]شهید برونسی [2]شهید جواد فکوریاخراجی هاماه رمضانشهید محمد تقی خوش خواهشگزارش تصویری از بهشت رضا مشهد مقدسحرف های ماندگارشهید چمرانشهید همتشهیدمحمود کاوه [2]گزارش تصويري از راهپيمايي روز قدسشهيد يوسف کلاهدوزشهيد آقاسي زادهشهيد ميرزاييشهيد حسين فهميدهديدار رهبر با خانواده ي شهيد آوينيشهيد علم الهديشهيد آويني ( از زبان خودش )بخشي از وصيت نامه شهيد مهدي باکريدر خاطر کوه ها (شهيد کاوه)گزارش تصويري از يادگاران جنگاز آقا مرتضي بگوييمشهيد رفيعيشهيد پازوکيشهيد آويني (از زبان همسرش)دست نوشته شهيدمين و پاي مرتضيگزارش تصويري روز 22 بهمننمي دانم چرا بايد اينجارا کندشعر معروف نظار قطريروضه صحراي کربلاخاطره [9]عبارت آشناگزارش تصويري از راهيان نوراستقبال شهادتدعواي جنگياگر عيرت داشتياينجا شهيدي خفته استخوابي که زياد بستري مي ديدسيروس صادقي رفت روي مين : نوای وبلاگ : : جستجو در وبلاگ : پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه ما صاحبی داریم برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید
: فهرست موضوعي يادداشت ها :
سلام بر عشقخاطره یک اسیرسخنرانی شهید باکری [2]شهید برونسی [2]شهید جواد فکوریاخراجی هاماه رمضانشهید محمد تقی خوش خواهشگزارش تصویری از بهشت رضا مشهد مقدسحرف های ماندگارشهید چمرانشهید همتشهیدمحمود کاوه [2]گزارش تصويري از راهپيمايي روز قدسشهيد يوسف کلاهدوزشهيد آقاسي زادهشهيد ميرزاييشهيد حسين فهميدهديدار رهبر با خانواده ي شهيد آوينيشهيد علم الهديشهيد آويني ( از زبان خودش )بخشي از وصيت نامه شهيد مهدي باکريدر خاطر کوه ها (شهيد کاوه)گزارش تصويري از يادگاران جنگاز آقا مرتضي بگوييمشهيد رفيعيشهيد پازوکيشهيد آويني (از زبان همسرش)دست نوشته شهيدمين و پاي مرتضيگزارش تصويري روز 22 بهمننمي دانم چرا بايد اينجارا کندشعر معروف نظار قطريروضه صحراي کربلاخاطره [9]عبارت آشناگزارش تصويري از راهيان نوراستقبال شهادتدعواي جنگياگر عيرت داشتياينجا شهيدي خفته استخوابي که زياد بستري مي ديدسيروس صادقي رفت روي مين
: نوای وبلاگ :
وبلاگ قالب
وبلاگ حب الحسین اجننی
وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند
وبلاگ شلمچه
ما صاحبی داریم
برای سفارش قالب به دو
وبلاگ اول می تونید
سر بزنید
+ نويسنده جديد
اين وبلاگ براي به روز شدن
به نويسنده جديد نياز دارد
داوطلبان ميتوانند
در نظرات وبلاگ شهداي استان خراسان
به آدرس www.shohada23.parsiblog.com
ثبت نام کنند
نوشته شده توسط : تخريبچي
نظرات ديگران [ نظر]
+ حذف
اين وبلاگ ديگر به روز نمي شود
و مطالب آن به وبلاگ ديگري
با نام شهداي استان خراسان
به روز مي شود .
+ آموزش بزرگترين اسلحه در جهان
1. نام اسلحه جمهوري اسلامي
2.محل ساخت سنگرهاي نماز جمعه و جماعت ، بسيج و پايگاه هاي حزب الله
3.نوع خشاب راهپيمايي
4.نوع فشنگ مشت هاي گره کرده ، دعاي وحدت و کميل
5.برد گلوله بدون دوربين از ايران تا قلب اسرائيا
6.طول لوله کل ارض
7.تعداد خان متعدد به نام ارتش بسيت ميليوني
8.ضامن اسلحه قرآن مجيد و اسلام عزيز
9.قدرت اسلحه بي نهايت
10.نوع انفجار مرگ بر آمريکا و مرگ بر اسرائيل
11.چاشني و باروت گفتار و کلام امام (ره) و مقام معظم رهبري
12.سيبل تمرين اسرائيل غاصب و آمريکاي جنايتکار
13.فرمانده رهبر معظم انقلاب حضرت آيت العظمي خامنه اي
14. تيرانداز حزب الله
15.کمک تيرانداز هفتاد ميليون ايراني آزاده
16.خزائين اسلحه حوزه هاي علميه ، دانشگاه ها ، مساجد و راهپيمايي
17. مسلح کردن سلاح اين اسلحه با نداي الله اکبر مسلح و با خون شهيدان خنک شده و به مقاومت و آتشبارايش افزوده مي شود.
اقدامات حفاظتي :
از خواهران و برادران حزب اللهي تقاضا مي شود در حفظ اينم اسلحه تا زمان بازديد فرماندهي کل و عدالت گستر جهان امام زمان(عج) کوشا باشيد .
+ کرامات شهداء بعداز شهادت
شهيد سيدهاشم حسيني
شب جمعه بود که مراسم چهلم شهيد در روستا برگزار مي شد و ما داخل مسجد نشسته بوديم و دعاي کميل مي خوانديم فردي خبر آورد که در مزار شهدا نوري ديده مي شود. به خانة خالة شهيد که مشرف به مزار شهدا است رفتيم. ديديم سه تا نور از سمت، مزار شهدا بلند شده است که يک نور به اول قبرستان و يک نور به آخر قبرستان و يک نور در جاي خودش ثابت مانده است. کم کم آن سه نور به نزديک هم آمدند و در کنار قبرستان به هم پيوستند درست همانند نور چراغ گنبد حضرت رضا (ع) روستا را بقدري روشن کرده بود که يک نفر اگر سوزني را گم مي کرد مي توانست پيدا کند. اينها به هوا پرتاب مي شد. سه تا، شش تا مي شد و زمانيکه به زمين مي آمد باز سه نور مي شد، عدهاي تعجب کرده بودند و تا فاصله چند متري نور رفته بودند و جرأت نکردند به آن نزديک شوند و زنها هم گريه مي کردند و گريه زنها باعث شده که نور کم نور شده و به قبور شهدا برگشت و اينجا فهميديم که راه شهدا، راه انبياء بوده است انقلاب ما يک انقلاب واقعي و انقلابي است که انشاءالله بدست آقا امام زمان سپرده خواهد شد.
گوينده :علي حسيني
+ توجه در نماز
شهيد مجيد مقدادي
مادر پس از خبر دار شدن از مجروحيت شديد مجيد، سراسيمه عازم تهران مي شود تا در محل بيمارستان امام حسين (ع) بر سر بالين فرزند شوريده حالش حاضر شود و براي آخرين بار نو گل پرپرش را زيارت نموده و با او از درد دلهاي ناگفته و ناشنيده سخن گويد اما وقتي بر سر بالين مجيد مي رسد با کمال تأسف پيکري را مي بيند که در زير آوار زخم و ترکش و گلوله همچون غنچه اي خاموش بي حرکت، انتظار وصل جانان را مي کشد. آري مجيد فلج شده بود و خود نمي دانست و اگر از او درباره جراحتهاي عميقش مي پرسيدند اظهار بي اطلاعي مي کرد. او فقط احساس مي نمود که از ناحيه پا زخمي شده است و شلمچه تکه کلومش بود.
ادامه مطلب...
شهيد حسين ثابتخواه
يک شب خواب ديدم حسين بي خبر آمد و گفت : مادر بلند شويد ، بلند شويد که برويم . گفتم : کجا؟ گفت: مي خواهيم به مسافرت برويم . گفتم : کجا ؟ گفت مکه. گفتم : مادر همينطوري که نميشه به مکه برويم . گفت: چرا؟ گفتم: هم گذرنامه مي خواهد و هم اينکه بايد قبلا ثبت نام کني . گفت: ثبت نام کردم و گذرنامه هم گرفتم. ماشين سپاه جلوي درب حياط بود و من را سوار ماشين کرد و به فرودگاه برد . از آنجا سوار هواپيما شدم و به مدينه رفتم . قبرستان بقيع را زيارت کردم و بعد به حرم حضرت پيغمبر رفتم و دعا و راز و نياز کردم همينکه وارد حرم مطهر شدم نوه ام مرا از خواب بيدار کرد . خيلي ناراحت شدم و گفتم: خدايا چه جايي من بيدار شدم . ساعت 5 صبح به حرم مطهر حضرت رضا (ع) رفتم و نماز صبح را خواندم و با امام رضا (ع) در ميان گذاشتم و گفتم يا امام رضا (ع) ديشب خداوند مرا دعوت کرده است مرا نااميد نکن. پيش امام رضا (ع) خيلي راز و نياز کردم .
ادامه مطلب... نوشته شده توسط : تخريبچي نظرات ديگران [ نظر]
+ نيّت ها بايد پاک باشد
يکى از روزهاى تابستان سال 73 بود. آفتاب داغ و سوزان مى رفت تا پشت ارتفاع 143 فکه غروب کند. يک هفته اى مى شد که هرچه مى گشتيم، هيچ شهيدى پيدا نمى کرديم. خيلى کلافه بوديم. سيد ميرطاهرى که ديگر خيلى شاکى بود، فرياد زد: «خدايا ديگر به گلويمان رسيده اين چه وضعش است؟ ديگر به خرخره مان رسيده... دست از سرمان بردار غلط کرديم».
اينجا بود که سيد متوجه شد بايد عيبى در خودمان باشد. روکرد به نيروها و فرياد زد: «آقايون... کى حمام واجب بوده و نرفته؟» يک استعارت اين جورى بکار مى برد. خب ما هفته اى يک بار مى رفتيم دو کوهه براى حمام. سيد ادامه داد: «هرکس که نرفته حمام، حجب و حيا نداشته باشد. اين مسئله داره به کار ضربه مى زند...».
[5/4/1387- 2:39 ع] نويسنده جديد[20/3/1387- 10:31 ع] حذف[16/3/1387- 4:7 ع] آموزش بزرگترين اسلحه در جهان[16/3/1387- 4:1 ع] کرامات شهداء بعداز شهادت[1/3/1387- 7:0 ص] توجه در نماز[5/2/1387- 7:35 ع] کرامات شهداء بعداز شهادت[16/1/1387- 7:0 ص] نيّت ها بايد پاک باشد[15/1/1387- 7:0 ص] نشانى براى هشت سال بعد[14/1/1387- 7:0 ص] مين مسخره[آرشيو شده ها]